داشتم اشک
دآشتَم اَشـک میریختَم و بهِش میگُفتَم : نَرو تُورو خُدآ ..
تَنهآم نَذآر مَن بـﮧ غِیر اَز تُو دیگِـﮧ کَـسـی رو
نَدآرم بـﮧ خُدآ خِیلی [دُوست دآرَم]
با انگشتآش اَشـکمو پآڪ کرد
و گُفت
بخُدآ مَنـم
دوسش دآرَم...

نظرات شما عزیزان: